MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"



هموطنان عزیز من در هر دیدار و گفتار و نوشتار یک بند می نالند و از اوضاع کشور یک نفس حرف می زنند و شکایت دارند .کشور در دست نا بخردان است و سلاخان در حال  کشی.خرفهای خوب می زنند و حق هم دارند و می خواهند که کسی به عمر این جکومت پایان دهد. ایران کشور عزیزشان است و ایرانیان محترم ترین و با استعداد ترین مردم جهانند و شایسته ی همه ی احترامات فاّیقه.خودم با همین چشمهای ریزم دیدم که حسن ختام هر مراسمی اعم از عروسی...وسوگواری و ختنه سوران و سفره ی حضرت رقیه و عاشورا و تا سو عا ، سرود ای ایران ای مرز پرگهر است و در پایان همه ی جشن ها هم ترانه ای پخش می کنندکه گویا اسمش الفبا ست و هم زینی ست هم پالانی .یعنی هم با این آهنگ می رقصند و و هم با صدایی رسا ،هم صدا با خواننده فریاد می زنند: ای یار ای یار ...ایران...ایران
و خرسند از این مبارزه ی میهنی جلسه را ترک می کنند. تا اینجا خودشان می دانند که چه می کنند و چه می خواهند.زندگی حودشان است .مال دارند و اختیار. اما این هم میهنان که سالهاست در این کشور زندگی می کنند و در جامعه ی میزبان درس خوانده اند و کارهای خوب و در خور رشته های درسی شان دارند در هر جمله ای سه بار می گویند :خاک بر سر سویدی ها! این هم هواست که دارند؟ سرد است.یخ زدم...گرم است..خفه شدم .چه باد بدی ...کلاهم را برد...چقدر سیاه پوست ...حالم بد شد. چرا این ها نمی روند که ما برویم به کشور عزیزمان.البته همه به کشور عزیزشان میروند ...خانه می خرند عملیات آنچنانی را برای زیباشدن و جوان ماندن انجام می دهند و حاضر نیستند حتا یک قدم پیاده در شهر راه بروند و به بینند که مردم ایران عزیزشان در چه فقر و فلاکتی به سر می برند و وقتی من کلمه ای می گویم که به آنها بر می خورد با چشمهای پر از خشم می گویند: اوا خانم اسدی اصلن شما با ایرانی خوب نیستید...خیال می کنید سو یدی ها از ما با لا ترند ...آری ....هستند ...ریشه ی درخت و علف خورده اند تا کشورشان را ساخته اند....از هیچ به همه چیز رسیده اند ...برای خارج کردن محصولات کشورشان با یکدیگر مسابقه نگذاشته اند...از یک تبعیدی آواره سرگردان ، به یک دلال بی وطن بدل نشده اند کلاه برادر و خواهر و دوست دشمن را بر نداشته اند ...به بچه هایشان دروغ نگفته اند و کشوری را که همیشه لگدکوب بیگانگان و راهزنان بوده است به دست یک مشت جلاد رها نکرده اندو اگر به تبعید رفته اند ننشسته اند که مبلغ تاریخ دروغین شیخ و شاه باشند. برای آبادی و آزادی میهن شان به پای جان دویده اند.

اگر شما سینه زنان و ناراضیان نشسته،ایران را کشور خودتان می دانید من با شما میهن مشترکی ندارم.

مینا اسدی....جمعه....ششم ماه دسامبر دوهزار و سیزده ...استکهلم



 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان