MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



یادش به خیر روز آشنایی



سالها بود که اسم "عطاالله خرم" را نشنیده بودم ...و او را از یاد برده بودم. نمی دانستم در کجا زندگی می کند و چه می کند . خبر مرگش را که شنیدم تازه به یاد او و گذشته ها افتادم. در همه ی این سالها ، در روز های بارانی، ترانه ی "بارون بارونه" را زیر لب زمزمه می کردم. میدانستم که آهنگ این ترانه را خرم ساخته است اما او را بیاد نمی آوردم . خبر مرگ او را که شنیدم خاطرات گذشته پر رنگ شد. مرگ ، او را در چشمم بزرگ و بزرگتر کرد... ترانه های مهتاب... پرستو... رقیب... کجاوه ...شکوفه های بهاری ...شاه داماد...آخرین طبیب...دو کبوتر... و بسیاری از آهنگهای شاد که ورد زبان مردم بود از ساخته های عطاالله خرم بود . آنروز ها را بیاد میاورم که سر راهم از دانشکده به کار ، به دفترش می رفتم و با او که مثل خودم شلوغ و پر حرف بود از همه جا حرف میزدم . تا میخواست وارد بحث و گفتگو شود وسط حرفش می پریدم که: آی باید بروم...مصاحبه دارم و در را پشت سرم نبسته در پله ها میدویدم و به خیابان میزدم به دنبال یک تاکسی خالی که مر ا به مصاحبه شونده برساند.

اگر درست به یادم مانده باشد دفتر خرم، سر چهار راه پهلوی بود ... یا شاید چهار راه شاه... می دانم که در آن چهار راه، کلاس انگلیسی *شکوه * هم بود و من هفته ای یک بار در آنجا زبان میخواندم... حالا آنها که آدرس درست را می دانند اشتباه مرا تصحیح کنند. آنروزها "مری هاپکین"خواننده‌ی خوش آواز انگلیسی ترانه ای خوانده بود به نام Thos were the days که جهانی شد و به ایران هم راه یافت و ما جوانان آن روزگار روزی چند بار به این ترانه گوش می دادیم و آنرا از بر بودیم. چه سالی و چه ماهی ؟ به یاد ندارم اما هوا گرم و آفتابی بود در دفتر خرم نشسته بودیم ودر باره ی این آهنگ حرف میزدیم که امیر رسایی با دو موزیسین از راه رسیدند و وارد بحث ما شدند . خرم گفت چرا روی این آهنگ شعر فارسی نمی گذارند. پرسیدم مثلن کی ؟ جواب داد : مثلن شما . گفتم ای آقا شر درست نکنید . گیرم که یکی این کار را ابسازد، کی بخواند ؟ رسایی از جایش بلند شد و گفت: من ...خرم گفت: به به ... شعر شما ... صدای امیر... تنظیم خودم. فردا ضبط میکنیم. همین جا و پول شعر را هم خودم میدهم. ترانه را بلد بودم آهنگ را هم . فکر می کردم.... اما پس از اجرا متوجه شدم که آهنگ را در بخشهایی جا گذاشته ام . رسایی خواند و چند ماهی گل کرد اما از یادها رفت. خرم چه کرد و چه شد و آیا در شعارهای مرگ و زنده ، شرکت داشت . و یا در روز های سخت و طاقت فرسا دست از کار دل برداشت و به دنبال آب و نان رفت نمیدانم. اما این را میدانم که هنرمندی منظم و پرکار بود . شاید نوشتن در باره ی عطاالله خرم و هنر ارزشمندش کار من و در تخصص من نباشد اما نوشتم که بگویم قدر هنرش را می دانم و میخواستم با اشاره ای _هر چند اندک_ شنوندگان آثارش را به سوی هنر والای او جلب کنم.

 

ترانه ی مری هاپکین رادر زیر می آورم. و شعر فارسی آنرا. و امید آن دارم که اگر کسی از شما این صفحه را در اختیار دارد به من هم خبر بدهد......سپاس که مرا خواندید

 

 مینا اسدی...هشتم ماه مه دوهزار و چهارده...استکهلم

 

 https://www.youtube.com/watch?v=gVdOQvx379Y

 

*یادش به خیر روز آشنایی*مینا اسدی- امیر رسایی-عطاالله خرم

 

 قصه ی دردم را نمیخوانی

 سرگذشتم را نمیدانی

 بی تو غمگین...بی تو گریانم

 اشک غم از دیده فشانم

 اکنون ازهم دوریم

 خسته و مهجوریم

 می فشارد قلبم را جدایی

 قلب من غمگین است

 سرنوشتم اینست

 

 یادش به خیر روز آشنایی.......




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان