MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی



ژاله احمدی را از دیر باز می شناسم...مبارز عرصه ی زنان.. آرمانخواه... .زندانی هر دو رژیم... پزشک و نویسنده . وقتی زهره ستوده از پاریس به استکهلم آمد کتاب ژاله را به من نشان داد.:بدره جان و هفت شهر عشق در 747 صفحه.کتاب را دوستی برای دوستش در استکهلم خریده بود و به زهره سپرده بود که این امانت را بسپارد به دست آن دوست .همان شب کتاب را قرض کردم که بخوانم و تا صبح بیدار ماندم و هر صفحه ای را که ورق زدم شیدا تر شدم .نثر زیبای کتاب در زمانه ی غلط نویسی و کتاب سازی مر ا به شگفتی وا می داشت.زهره عازم شهر گوتنبرگ بود و من از او فرصت خواستم که در باز گشت کتاب را به او پس خواهم داد.دو روز گذشت و زهره باز گشت و به خریدار کتاب زنگ زد و قرار گذاشت که دو جلد کتاب را به او بدهد.من از دادن کتاب به او سرباز زدم. جدی شد که:امانت است .گفتم: بهای یک جلد را می دهم وتو جلد دیگر امانت را ببر و بگو فلانی کتاب را ضبط کرده است .نتوانست مرا قانع کند و من که شیفته ی این رمان شده بودم آنرا بلعیدم و به چشم جان خواندم.گیرنده ی کتاب به من غضب کردو به دوست امانت سپار خبر داد .زهره مورد شماتت قرار گرفت و کارش خیانت در امانت دانسته شد .اما من در دریای کتاب غرق بودم و تلفنهای دوست پاریسی که با قصد خوب پخش این کتاب ،به دوست خودش آنرا هدیه کرده بود مرا از به گروگان گرفتن رمان پشیمان نکرد. به دوستان کتاب خوان زنگ زدم و شنیدم :اوف ...800 صفحه...نه زمان خلاصه نویسی ست ...و نمی دانستند که این کتاب خلاصه نویسی نود سال از زندگی مادر ژاله ...مبارزاتش...خود ژاله و مردمی ست که تاریخ تاریخ نویسان کاذب را خوانده اند. دوستی گسسته با ژاله را دوباره از سر گرفتم بی آنکه در پنچ سال بی خبری از او لحظه ای در دوستی و ایستادگی اش شک کرده باشم .در حال نوشتن رمانش بود و وقت نداشت . در سفر دو روزه ای که ژاله به استکهلم داشت دیدمش و تنها جلدی را که از کتاب با خود داشت خریدم و نپذیرفتم که نتیجه ی زحماتش را به من هدیه کند. به آلمان که بر گشت جلدی از کتاب را با خط زیبایش به نشانه ی دوستی برایم فرستاد و حالا من هر دو جلد را در زیر بالشم دارم و هر شب دوباره و دوباره آنرا می خوانم .کتاب خریداری شده را به

سعید افشار دادم که به خواند و اگربخواهد با ژاله برای رادیو همبستگی گفتگو کند. او بنوبه ی خود کتاب را به مهناز قزللو سپرد که برنامه ای در این رادیو دارد بنام "آن سوی مکث" . و او خواند و با ژاله گفتگویی شنیدنی انجام داد. بروید و بشنوید ضرر ندارد .
کتاب ژاله با نثری زیبا و شیوا با تاریخ نویسی بدون غرض و مرض ، و باشرح زندگی مادرش وخودش بدون خود انکاری و دروغ ..و.بدون سانسور در اختیار شماست .بخرید...بخوانید .تنها اشکال این کتاب اینست که: ژاله احمدی نویسنده ی آنست...و نه "ویرجنیا وولف"انگلیسی. ...

مینا اسدی....شنبه ...دهم ماه مای دوهزار و چهارده...استکهلم

 

mina.assadi@yahoo.com

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان