MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



در خواب نمیرید



آقای یوسف یرکیل مشاور آ قای اردوغان دربرابر چشمان متحیر مردم، با مشت و لگد به جان معترضان فاجعه‌ی معدن   "سوما" افتاد. او آنچنان خشمگین بود که اگر مسلسلی در دست داشت به روی معترضان آتش می‌گشود. این لات بی‌سروپا فارغ‌التحصیل دانشگاه "سواس" بریتانیاست. ایشان در گفتگویی با سرویس انگلیسی روزنامه‌ی "حریت" با سربلندی گفتند: بله شخصی که در عکس لگدپراکنی می‌کند خود من هستم و فرد روی زمین افتاده، یک چپ‌گرای تندرو" است که که به من و نخست‌وزیر فحش داده است و در ادامه پرسیدند: آیا باید در قبال این رفتار ساکت می‌ماندم؟
 
 
 
از دیدن عکس‌های این لومپن فکل‌کراواتی که در کمال بیرحمی و بیشرمی از جنایتی که کرده دفاع می‌کند به جوش و خروش آمدم. ما مردم خاموش در چه کاری هستیم و چرا از کنار این جنایات بی‌تفاوت می‌گذریم؟ آیا این آدمها به صرف داشتن مدرک از این دانشگاه‌های اسم و رسم دار باید بر مردم زحمتکش و کارگر حکومت کنند؟ آیا این چارپایان ناانسان و سنگدل، شایسته‌ی احترام و در خور ستایشند؟ به کجا می‌رود این جهان با مردمان نشسته که فقط نگاه می‌کنند و در سکوت می‌گذرند؟ تنها کارگران معدن، عبد و عبید و برده نیستند. شما هم که کسی دیگر به جای شما فکر می‌کند و می‌پذیرید که مجریان بی مزد و مواجب آیات آسمانی باشید بردگانی بیش نیستید. اصلن چرا زنده‌اید و چرا خواری و تحقیر را زندگی می‌نامید؟ اینهمه وکیل و وزیر و دانشمند و فرمانده و رهبر بی‌خاصیت و زورگو و ستم‌مدار چه گلی به سر مردم زده‌اند که برایشان هورا می‌کشید و دست می‌زنید؟ چرا در برابرشان نمی‌ایستید؟ و حتا خجالت می‌کشید که بگویید: از امروز من نیستم ... من تن نمی‌دهم... به خاطر بهبود اوضاع به میدان آمده‌ام و این سبک و سیاق که شما بنا کرده‌اید آن نیست که می‌پنداشتم. این زندگی پُر از دغدغه و پُر از ترس و تردید به چه کارتان می‌آید؟ این هم از وکیل آقای اردوغان اسلام‌پناه. دستان‌تان را به طرف چهره‌ی برگزیدگان دراز کنید... نقابهایشان را بردارید و دندان‌هایشان را که برای دریدن شما تیز کرده‌اند به دقت ببینید. انسان این قرن، با اینهمه ابزار و ارتباطات چقدر باید خام و خواب باشد که هنوز زندگی و شادی و بخت را از اجساد پوسیده‌ی مردگان هزار سال پیش طلب کند و توانایی‌های خودش را نادیده بگیرد... باور کنید. دنیای دیگری وجود ندارد و مار و عقربی که از آن در منابر و مقابر حرف می‌زنند و وعظ می‌کنند خود همین شیادان هستند که زندگی را به کام ما تلخ کرده‌اند. و از گرده‌ی مردم سواری می‌گیرند.
 
در خواب نمیرید، بیدار شوید!
 
مینا اسدی
پنچشنبه پانزدهم ماه مای ٢٠١۴، استکهلم



 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان