MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم...



هر چه بیشتر اعتراض می کنم تنها تر می شوم اما از گفتن ، باز نمی مانم ...اگر همه ی آدمهای کره ی زمین مرا در بیابانی خشک و بی آب و علف رها کنند و خود در خوشی و شادی و ابزار و ابتذال غرق شوند و در دلار و کارت های اعتباری و سفرهای رویایی و عیش و عشرت و منقل و تریاک و گردهای فراموشی شنا کنند من حرف می زنم و آنچه را که باید بگویم می گویم و هیچ آداب و ترتیبی نمی جویم.از چشمان لبریز از کینه و خشم شما نمی ترسم . به محبت زبانی شما ، یا کلمات تحقیر آمیزتان به اندازه ی یک ارزن بها نمی دهم .با آنکه افتادن تان را به دره ی بی انتهای چابلوسی ... ناسپاسی و حقارت، با چشم باز می بینم و بیشرمی و وقاحت بی حد و مرزتان را در سخنرانی های تکراری می شنوم همانجا که باید ، ایستاده ام . همراه شما نمی شوم و مثل سگ هرزه مرض بدنبال تکه ای گوشت ، از این ده به آن ده نمی دوم. با کاسه ی چه کنم چه کنم پیش نوکیسه گان دست دراز نمی کنم وبه خرج تازه به دوران رسید ه ها سفره های خوش آب و رنگ نمی چینم و می دانم که تا شما روشنفکران قلابی و خود نما و صدرنگ و بی عمل خودتان را به جای مخالفان رژیم جا میزنید و دست هیچ بلند گویی را رد نمی کنید و گل سرسبد همه ی مجامع و مجالس هستیدآش همان آش است و کاسه همان کاسه .به لطف شما که هنوز در "شک میان دو نماز * ایستاده اید و در لجنزار سبز و آبی و زرد و سیاه و سفید دست وپا میزنید و برای هر بی سروپای جنایتکاری گلو پاره می کنیداین رژیم ،سرجایش محکم نشسته ، خون مردم را در شیشه کرده و به ریش ما می خندد.و..امامزاده های ساختگی اش را مثل شهر فرنگ در شهر و روستا می چرخاندو پابرهنگان و گرسنگان را به خدا حواله می دهد. در هفتاد سال، اگر هفت بار پشتک و وارو زده باشید و با هر تازه از راه رسیده ای همبستگی کرده باشید و ببینید هنوز سر جای اول ایستاده اید ، یعنی یک جای کارتان می لنگد ...یعنی باید شماره ی عینک تان را عوض کنید ...یعنی از این کنفرانس ها و سمینارها آبی گرم نمی شود ...یعنی خودتان را سرگرم می کنید ...یعنی که در جهان کشف و شهود، شما از ریسمان "اگر و مگر "آویزانید...یعنی که هنوز به "انیشتن"ها باور ندارید و پس پشت سرتان شمع سوخته ی"پنج تن"ها سوسو میزند.


مینا اسدی.... دوشنبه..نوزدهم مای دوهزار و چهارده...استکهلم

 

mina.assadi@yahoo.com

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان