MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



همه با هم به سوی خدا برویم!



همیشه ی تاریخ ما همین بوده است .پا که بگذارند روی گلویمان ، و ناچار که بشویم به جای چاره اندیشی و مبارزه ی سخت و بی امان ،تن می دهیم. کنار می کشیم و برای آنکه این یا آن جنایتکار از تخت بزیر افتد به آوردن مغول ها ...نادر شاه ...و هر شمشیرداری وارد بازی همه با هم میشویم وکلاهمان را قاضی می کنیم که:حالا بگذارید آن برود و این بیاید تا ببینیم جه می شود .و باز تاریخ را تکرار می کنیم .ما ایرانی ها به دلایلی که من نمی دانم ،شاید جغرافیایی ، زود معامله را تمام می کنیم و زود تحت تاثیر قرار می گیریم و زود کاسه ی صبرمان لبریز میشود . اهل مبارزه ی پیگیر نیستیم . آمار و ارقام گولمان می زند .اصلن دوست داریم که در دروغ واوهام غرق شویم ...کلی گویی را دوست داریم ...کتاب نمی خوانیم ... ماستمالی و آسان کاری بهترین راهی ست که بر می گزینیم.در مواقع فرار از حقیقت، به سکوت یا تایید بسنده می کنیم. احترام میگذاریم و اسمش را می گذاریم "احترام به عقیده ی مردم" و سرسری از امروز و آینده می گذریم .من بچه ی زمان مصدق هستم با یک حاجی بازاری عاشق مصدق زندگی کردم و تضادها را به تجربه دیدم. می شنیدم که نباید حرفی از شاه زد و یا عکسی از او را در روزنامه تماشا کرد پدرم با بچه ها کاری نداشت و همگام با هم نظرانش مشغول خریداوراق قرضه ی ملی بود برای ابقای مصدق، اما دور و بری ها می گفتند:آی بچه عکس شاه را تماشا نکن به ضرر مصدق است ! و آنقدر هیس هیس در مدرسه ...دبیرستان و دانشکده ادامه پیدا کرد که نمی توانستم بگویم این کفش را از خیابان شاه خریده ام .بردن اسم شاه به نفع او تمام می شد پس باید به نفع مبارزه سکوت کرد.این هیس هیس هنوز ادامه دارد" :..به زبان خوش گفتم که هیس ...خفه ..خفه نشوی بد می بینی." نه.. حالا که همه ی پشت و روی زندگی را دیده ام می گویم نه ...و نه میدهم به سرمایه و مذهب ...آن کشور باید ازعزاداری وسینه زنی و قمه کشی و زاری برای اجساد پوسیده رها شود...من نه شاه می خواهم و نه خدا، و تنهابرای مردم سرگشته و بلازده آرزوی رهایی دارم.
به من نگویید "قصاص قبل از جنایت نکنید"من ضرب المثل دیگری را پیشنهاد میکنم : "علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد"
خودتان را با شعار "سرنگونی طلبان متحد شوید" نفریبید. کی با کی متحد شود ؟ و چگونه متحد شود ؟ و شرط این اتحاد چیست ؟ آمدن من به زیر پرچم شما ؟ با حفظ مرام و منشورشما؟ با آفیش و پلاکات شما؟موافقتم با خصوصی سازی؟ بدون خودم که انسانم و حق نظر دارم؟ نظرم را مثل پالتو پشت در به رختکن آویزان کنم و به خاطر مردمی که از حضور من بیخبرند و در روزمره گی و روز مرگی دست و پا میزنندخودم را گول بزنم و زیر علم دیگران بایستم و هلهله کنم؟ برای دیده شدن، به حقارت و خواری تن بدهم شاید در یک تاریخ دروغین بمانم ؟ چه سودی نصیب مردم می شود اگر که همه با هم به سوی خدا برویم؟ 
این رژیم می رود .این مهم را نسل جوان و زنان و مردان در راه، پیش می برند و من از آنها حمایت می کنم و ایستاده گی شان را می ستایم.سرنگونی رژیم محتوم است . شک ندارم که نسل جوان بدون من و ما خودشان را سازمان می دهند.دست از طلب تاج و تخت بر میدارم و تا توان و جان دارم اگر جایی به من پیر جوان مانده نیازی باشد بدون امر و نهی در کنار جوانان راه میروم و با آرزوی سرنگونی این واپسگرایان ،با مردم سرود انقلاب می خوانم.



مینا اسدی....چهار شنبه...یازدهم ماه یونی سال دوهزار و چهارده




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان