MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!!



چقدر جلوی خودم را گرفتم که این یکی را ننویسم. تا شاهین نجفی برهنه میامد جلوی چشمم ... و وسوسه ام می کرد که بنویسم و حکم اعدامش را صادر کنم دلم برای جوانی اش می سوخت و سر به بیابان می گذاشتم که امکان امضای این حکم در اختیارم نباشد تا شاید فکر دیگری بکنم به حال این جوان که از سر نادانی به ناموس بشریت تجاوز کرده است .در هنگام قدم زدن در بیابان با او حرف می زدم که : داشتی در کشور اسلامی به خوبی و خوشی زندگی می کردی همراه با عصمت و طهارت و غسل و صییغه و تمکین ... باز آنجا اگر حکمی صادر می شد از جانب دولت بود و ما اینجا می توانستیم اعتراض کنیم و اطلاعیه بدهیم.بیکار بودی که آمدی در جمع ما که هر کداممان یک دولت خود مختاریم و با همه ی ادعایی که مبنی بر آزادی انسان داریم در سرمان طناب دار می بافیم برای هر آن کسی که در صف ما نیست و جور دیگری فکر می کند.می گفتم که :پسر جان اگر در آنجا می ماندی و دو تا سیلی آبدار می خوردی حالا داشتی در صدای امریکا چانه می چرخاندی ، گوینده ی سرشناس می شدی، جوک می گفتی و مردم را شاد می کردی، زنت را طلاق می دادی و دختر چهارده ساله از ایران می آوردی...یواشکی سری به کیش میزدی...و در آنجا ویلا می خریدی...ناچار نبودی که برای خرج زندگیت معطل بمانی ...حالا من چه بکنم با این شعار ماندگار امام امت که ورد زبان مخالفان رژیم است ؟ چه بنویسم؟ اعدام باید گردد؟اخراج باید گردد؟ . چند روزی گیج و ویج بودم .به کسانی که تک تک یا دسته جمعی در باره ی تن برهنه ی یک هنرمند آزاد نظر میدادند حسودی ام می شد.چرا من نمی توانم با نوک تیز قلمم چشم این جوان بی ناموس را کور کنم؟.حالا اگر مارلین مونرو و جین مانسفیلد بودندکه کمر باریک داشتند با پستان های بر جسته باز یک چیزی ،همه در خلوت خود، تماشای سیری می کردند و پس از چند بار دیدن فیلم در پستوی خانه ،با آسایش و آرامش به خیابان "باید گردد"سرازیر می شدند و زهر چشمی از دختران و خواهران و مادرانشان می گرفتند و آنها را از عواقب این حرکات غیر اخلاقی می ترساندند، لخت شدن این جوان چه حسنی داشت . آقا جان چرا لخت شدی ؟ چرا همه را از کار بیکار کردی ؟بیرون آوردن استخوان مرده های متوهمان کافی نبود؟ توهین به مقدسات مردم بس نبود ؟
فکرکردم و فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که حتمن . حتمن باید در این همایش ملی شرکت کنم تا از دیگران عقب نمانم .تا امروز فقط بدن برهنه ی آلن دلون و براد را دیده بودم که هنر پیشه بودند و بر آنها هرجی نبود. آماده ی دیدن تن و بدن یک هنرمندمیهنی نبودم. ندیده که نمی شد چیزی نوشت.پس عینک زدم و به سراغ شاهین نجفی در یوتیوب رفتم هر چه جستجو کردم کمتر یافتم .از عکس و فیلم خبری نبود فقط یک جمله به زبان انگلیسی می آمد که معنایش این بود:
" در این فیلم چیزهایی نشان داده میشود که غیر اخلاقی ست.برای دیدن آن ، باید فرم پر کنید.چند سال دارید؟ آدرس پستی تان را بنویسید و...یکی دو سوال دیگر .از نوشتن در باره ی مشخصات بدنی این هنرمند خطاکار پشیمان شدم ... برای چه کنجکاو دیدن تن برهنه اش بودم ؟ ذهن و زبان برهنه اش را که سالها شنیده بودم و دیده بودم .چه جای دیدن و پرس و جو بود؟ پس از صرافت افتادم و صدور حکم را به حاکمان وا نهادم.!


مینا اسدی...پنج شنبه دوازدهم ماه یونی سال دو هزار و چهارده...استکهم

 

mina.assadi@yahoo.com

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان