MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



پشت ...و...رو (قسمت دوم)



چند شب است که نمیخوابم حتا با قرص خواب آور .تا سپیده دم در خانه راه می روم... خسته می شوم ، می نشینم، می نویسم ... اما نمی توانم که چهره ی دخترک را فراموش کنم...مثل گنجشگ مضطربی در باران است.  با هر کلمه بر سرم پتک می کوبذ...دنگ...دنگ توی گوشم صدا می کند. تنها هستم در میان تن ها... در میان آدمهایی که برای کارهایشان دلیل دارنداز روی جنازه ی یکدیگر رد می شوند تا مشت محکمی به دهان ارتجاع به کوبند.

خودشان پر از اشتباهند... پر از نظر تنگی ، پر از عقده های ناگشودنی.  پر از پیشداوری و خود بزرگ بینی ... و وقتی عرصه را تنگ می بینند با آنکه دین را نفی می کنند از عیسا مسیح مثلی می آورند که:آنکس که گناه نکرده دست به سنگ به برد و زن را سنگسار کند. و یا می گویند:انسانی که مبارزه می کند اشتباه می کند. یا می گویند: همه اشتباه می کنند... یا می گویند : بشر جایز الخطاست... یا در جواب ، شاخ و شانه می کشند .. یا تحقیرت می کنند ... یا آدمهای کوچک را گرد خود جمع می کنند که صدای معترض را خفه کنند ...با انگ...با بد و بیراه ...با بی شرمی.راه می روند و سینه سپر می کنند.

 برایت پاپوش می دوزند که خفقان مرگ بگیری... قوانین ضد زن را محکوم می کنند و در برابر دیدگان گشاده از حیرت شنوندگان عزیز با سربلندی از پله های افتخار بالا میروند.دروغ می گویند و ...مصالحه می کنند ... با هم می سازند ... به احترام خوانندگان و نوازندگان و فیلمسازان وطنی که هم از توبره می خورند و هم از آخور، سر خم می کنند. در برابر کسانی که به پشیزی نمی ارزند دولا راست می شوند...و احساس غرور می کنند که حالا خودشان شاه شده اند و در صف جلوی مراسم ختنه سوران و کفن و دفن می نشینند.

متجاوز به حقوق دیگرانند پنهان و آشکارا...اما درباره ی حقوق بشر حرف می زنند ... تا آنجا که توان دارند صدای تبعیدیانی را که یک سر و گردن از آنان بالاترند با مماشات و پشت هم اندازی خاموش می کنند و نویسنده و شاعر و فیلمساز و خواننده و نوازنده و ناشر و هنرمند بیست و چهار ساعته می سازند ...و شعور مردم را دست کم می گیرند. اتفاق ، تازه نبود ...تازه نیست ...نوشتم و پاره کردم و به خودم گفتم:این به سود مردم نیست...رژیم سود می برد و کتابی را که قصه نبود تکه تکه کردم و دور ریختم ...اما دیدم که اینها روی قتل مردم حساب باز کرده اند و دیدم که زهر طرف که شود کشته سود اینان است.حالا به نفع هیچ حقوق بشری ،خاموش نمی نشینم.

و مینویسم و گواهی می دهم ، به خاطر پناهجویانی که از ترس ...تنهایی...فشار روانی و غفلت مادران و پدران و همسرانشان به این آدمها پناه می برند... بخاطر بچه های خودمان که در کولبار سفر ما به ناچار با ما همراه بوده اند... می نویسم به خاطر خودم ... به خاطر شبهای تاریک تنهایی ام ...به خاطر چشمان بی خواب و جان پریشانم. اینها از کجا آمده اند که در لباس دوست با گوسفند می گریند و در نهان با سلاخ کباب می خورند؟

مینا اسدی.. دوشنبه...بیست و هفتم اکتبر سال دو هزار و چهارده- استکهلم

mina.assadi@yahoo.com

 

 

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان