MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



شانزده سال گذشت



در گیرودار اسید پاشی ها و جوان کشی ها و تکه پاره شدن دختران جوان و پر از زندگی و آرزو ،فاجعه ی دردناک مرگ 63 نوجوان را در گوتنبرگ سوئد از یاد بردم وفاجعه ی دیگری را پی گرفتم.من مادر و پدر و خانواده ی این عزیزان نبودم.از این از دست رفتگان فقط گیلزاد نوجوان و زیبارا دیده بودم،در خانه شان که سلامی گفت و دوید که به تمرین قوتبال برسد .در خاکسپاری درد آور جوانان شرکت داشتم . هنوز و همیشه چهره ی مادران داغدار را در گورستان گوتنبرگ فراموش نمی کنم...چهره ی رفعت ،مادر گیلزاد تصویری ست که من در کوله پشتی سالیانم بر شانه های خسته ام تا همیشه می کشم
امروز که دانستم فاجعه ی دیگری می تواند مرا از فکر آن روز دردبار غافل کند به معنای این ضرب المثل که:"مادر را دل می سوزد دایه را دامن"پی می برم.و قلبم به خاطر همه ی مادران جوان از دست داده ، آتش می گیرد. نوشته ی پارسال را دوباره می گذارم با پوزش از همه ی مادران.با پوزش از رفعت عزیز و شکیبایی اش.

مینا اسدی...دوشنبه سوم نوامبر سال دوهزارو چهارده.استکهلم

mina.assadi@yahoo.com


******
پانزده سال از فاجعه ی آتش زدن جان جوانان ما در شهر گوتنبرگ گذشت .هنوز مادران و پدران سوگوار ناباورانه در جستجوی دلبندان نازنین شان به در چشم می دوزند و چهره‌ی شهر هنوز مه آلود است. خاکستر 62 جوان پیدا شد اما مونا نهانی گمشده ای بود که مردم خوشبینانه به دنبالش در کوچه پس کوچه های شهر می گشتند امید داشتند که او از آن جهنم گریخته و در خیابان ها سر گردان است. آ عکس بزرگ او را بر سر در خیابان ها آویختند . خاکستر او را با انگشترش شناسایی کردند ". پروانه ای بر دیوار"آن،، روز ها شاعران و نویسندگانی چند ،متاثر از این درد جانکاه نوشتند و سرودند. شعری از مهران اسدی جایگاهی در خور یافت و به زبان سویدی در مجموعه ی اشعار محبوب و مردمی جا گرفت. این شعر را برای همدردی با مادران و پدران جوان گم کرده در زیر می آورم .

برای " مونا نهانی" و 62 گل پرپر شده ی دیگر "مهران اسدی"

شناسنامه ام کجاست؟
شناسنامه ام کجاست؟
فقط به من بگویید
شناسنامه ام کجاست؟
و چرا من این چنین بی ستاره ام؟
و چرا شب خط دیگری دارد؟
مرا به خاطر بسپارید
مرا به خاطر بسپارید
گمشده ای در آن دخمه ی سیاه
تصویر زنده ی یک مشت خاکستر
مرا به خاطر بسپارید
و آن ۶۲ ستاره ی دیگر را
وآن ۶۲ فواره ی دیگر را
و آن۶۲ فریاد دیگر را
و آن ۶۲ گل پرپر را
خاکستر را
آه... فقط به من به گویید شناسنامه ام کجاست؟

مهران اسدی/استکهلم

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان