MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



ما خاموشان و نظم نوین جهانی



بر گرفته از:

درنگی نه که درندگان در راهند...مجموعه ی نوشته های پراکنده...مینا اسدی...دوشنبه اول ماه مارس سال هزار و نود و نه ....استکهلم
برای آن دسته از دوستان که نوشته های مرا نخوانده اند و اندرزم می دهند که چه کنم و به کی یا کجا به پیوندم . من همانجا که بوده ام و باید باشم هستم و پیر تر از آنم که پند پذیرم.
"ما خاموشان و نظم نوین جهانی"
ربودن عبداله اوجلان و نشان دادن تصاویراو با دست و پای به زنجیر کشیده وچشم و دهان بسته، همراه دو سه تا از ربایندگان مشنگ و مفتخر به این فتح و پیروزی به روشنی نشان می دهدکه چقدرجهان، دچار نظم نوین جهانی ست و سکوت سازمان های ریز و درشت مدافع حقوق بشر نیز به درستی نمایانگر این حقیقت است که دولت ها باکشف و اختراع این سازمانهای پر خرج و بی ضرر،بشریت بیکار را سر کار گذاشته اند!
همزمان که ابر و باد و فلک در کارند تا مردم زحمتکش دنیا از فقر و و گرسنگی نمیرند و تکه نان به دست آمده را به فرمایش شاعر زیر ذره بین بگذارند و مراقب باشند تا این هدیه ی آسمانی را به غفلت نخورند،وسایل ارتباط جمعی جهان نیز در کارند که با تایید و تشویق ربایندگان یک پناهنده سر شناس سیاسی،این را به ما بینندگان گرامی شیرفهم کنند که پشت طراحان این عملیات ، به کوه احد بند است و جز خود رهبران ،هیچکس ، هیچ غلطی نمی تواند بکند!و سران دولت ها در غیبت توده های میلیونی،می توانند هر کاری که دوست دارند بکنند و هر سدی را از پیش پا بر دارند و هر صدایی را که دوست ندارند ، به میل و اراده ی خود خفه کنند. این عمل محیرالعقول ،به همه ی مدافعان آزادی که از دست دژخیمان محترم کشورهای متبوع شان به این سر دنیا پناهنده شده اند و در ممالک به اصطلاح امن سکنا گزیده اند،هشدار می دهد که بیهوده دل، خوش نسازند و زیادی احساس امنییت نکنند، چرا که هر گاه مصلخت بشر در عدم وجود مزاحمان باشد درنگ نخواهند کرد و خیل معترضان بی فایده ی زبان دراز و حرف نشنو را از روی کره ی زمین بر خواهند داشت و به زیر زمین هدایت خواهند کرد و صد البته که آب هم از آب تکان نخواهد خورد. و دولت ها،آن جا که پای منافعشان در میان باشدهمه ی قوانین بشری و ضد بشری را پاره خواهند کرد و به زباله دانی زیر میز شان خواهند سپرد و از توده ی خاموش هم نخواهند ترسید.
نشان دادن اوجلان در آن وضع و حال و تحقیر و آزار و شکنجه ی یک آدم دست و پا بسته ی بی دفاع-فرق نمی کند رهبر حزب یا یک انسان معمولی- تنها اعلام یک واقعه نیست،بل که زهر چشم گرفتن از تماشاگران نیز هست و تر ساندن خلایق از پایان کار و گسیل هر چه بیشتر آنان به چهار اصل نظم نوین خور و خواب و خشم و شهوتو زیستن به طریق مورچه های بی آزار دانه کش و کاشتن دانه ی شکر که بالا خره اجازه ی استفاده ی رایگان از اکسیژن هوا نیز جای سپاس وامتنان دارد.
اگر چه خلق کرد،خلقی که نسل اندر نسل مبارزه ای بی امان را با نقد جان پی گرفته است و خطر را به جان خریده است،از این بادها نخواهد لرزید و پرچمش را بر زمین نخواهد گذاشت، اما وقاحت و بی شرمی برنامه ریزان این گروگان گیری و تحویل یک پناهنده ،به یک حکومت دیکتاتوری و نقض قوانین به اصطلاح بین المللی،تنها نمایانگر قدر قدرتی بی چون و چرای دولت ها نیست،بل که نشان دهنده ی خاموشی ملت هاست و بی اعتنایی شان به سرنوشت انسان ها،که تا ما غایبیم حکایت ما همین است .بی شرمی ناظمان نظم نوین و خشم آنی ما و سپس فراموشی.و دوباره گرگ به گله ی ما خواهد زد و دوباره درندگان ما را خواهند درید و دوباره ما ازیاد خواهیم برد و هزار باره این قصه تکرار خواهد شد.
دیکتاتور ها متحدان خویش را یافته اندو همبسته و پیگیر به کشتار انسان کمر بسته اند .ما در کجا هستیم ، در کجای جهان ایستاده ایم و با این پراکندگی به کجا خواهیم رسید و کی از خواب خرگوشی بر خواهیم خاست؟
مینا اسدی .اول ماه مارس سال هزار و نهصد و نود و نه .استکهلم .

mina.assadi@yahoo.com




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان