MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ*



 -ما این انسانها را درست کردیم.از کی و چی انتقاد می کنیم ؟

منظورت از ما چیست؟ و کیست؟ این یک زندگی فرهنگی ست ...و قدیمی نیست .به روز است و هنوز ادامه دارد .داستانها مال نوزده سال پیش است ..من روی موضوع زنان کار می کنم.1280 مصاحبه دارم با زنان و مردان جدا شده چه آنان که در ایران ازدواج کرده اند و چه آنانی که پستی ازدواج کرده اند و چه کسانی که در سوید با هم آشنا شده اند و با هم زندگی می کنند..هنوز همان رسم و رسوم است و بسیار بدتر از زمان ما و مادران ما. خاله به ایران می رود با پسر به دنیا آمده در خارج و دختر خواهرش را برای پسرش می گیرد!! هنوز سالی نگذشته جنگ خاله ی عزیز و خواهرزاده ی محبوب در می گیرد .به خون هم تشنه می شوند .پسر بزرگ شده در اینجا نمی داند جانب چه کسی را بگیرد .خاله میخواهد خواهر زاده را به ایران بفرستد و یک فامیل به جان هم می افتند و در مدت کمتر از یکسال دشمن هم می شوند و به هم چنگ و دندان نشان می دهند.از من نپرس که چرا پسر حاضر می شود به این ازدواج تن در دهد.و اما این خانواده هایی که فرزندانشان را به میل خودشان تربیت می کنند چه زن و چه مرد درس خوانده و دانشگاه دیده اند ...در آنجا عروسی های مفصل می گیرند و چشم حسود و بخیل را کور می کنند .ورق که بر می گرددبیشترشان، از مادر بزرگ مادر من عقب افتاده ترند .باز آنها می گفتند خدا را خوش نمی آید که د ختر مردم را آواره کنی بگذار اقامت بگیرد و اینجا بماند.اینها تا یکدگر را قیمه،قورمه نکنند ...دست بر دار نیستند.هرچه را که به زبان ساده می نویسم به چشم دید ه ام .در دادگاهها بوده ام به درددلها گوش کرده ام و همه ی وقتم را گذاشته ام تا بگویم که این رژیم شبانه به ما شبیخون نزده است ...در ذهن و زندگیمان،سالیان سال است که ریشه دوانده است وگرنه چرا یک ماده گرا ...یک فیزیک دان و یک روشنفکر، خمینی را در ماه می بیند ....چرا ایرانی ها بیشتر از عربها که اسلام از سرزمین آنها به ما هدیه داده شده،به زبان بیگانه رو به قبله می ایستنند. چرا جوانان با زبان عربی عقد می شوند و اگر یک آخوند صیغه را جاری نکند بچه هایشان حرام زاده اند...چرا این مردم از پاپ کاتولیک ترند.چه اتفالی در آنجا می افتد که دختران ترگل و ورگل که از صح تا شب در حال جراحی و خریدن لباسهای "مارک دار هستند، نذر می کنند و پیش ددعا نویس و رمال می روند و به خرافات تن می دهند ،سفره می اندازند و برای رسیدن به آرزوهایشان ،از حضرت زینب و قاطمه ی زهرا و حضرت عباس کمک می گیرند؟اینها که با اآحرین پدیده ی علمی آشنا هستند ....تلفن های آنچنانی دارند...و همه ی زندگی شان بر مبنای دانش بشری می گردد چرا به این همه جهل تن د می دهند؟نمی گویم که کاری بکنند و در اموری که از آن می ترسند دخالت کنند اما می توانند تعیین کنند که چه به پوشند و .و در حالی که بیش از نیمی از مردم زیر خط فقرند کمی نگاه کنند ...زیر چشمی ،نه آنگونه که خطری متوجه شان باشد،به بینند که چرا آن عروسی های شاهانه را راه می اندازند در حالی که جوانانی هستند که اگر یک صدم خاصه خرجی های اینها را داشته باشند تشکیل خانواده می دهند .من از دور دستی بر آتش ندارم .می بینم بیشتر از کسانی که نزدیک آتشند می سوزم. حرف بسیار است ... و این نمونه ی کوچکی ست از خروارها.


مینا اسدی-بیست وهفتم نوامبر سال دوهزار و پانزده

mina.assadi@yahoo.com

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان