MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



*سالگرد قتل های زنجیره ای *




محمد مختاری پس از بازگشت به ایران در زمان حکومت جامعه ی مدنی!!! (خاتمی) به قتل رسید. نویسنده اگر سویدی باشد قدر می بیند و برصدر می نشیند و اگر ایرانی باشد برای هر ابراز نظر ساده زندانی می شود ... شکنجه می شود و جان می بازد. محمد مختاری جزو معدود هنرمندان ایرانی بود که در سفرش به اروپا بدون ترس و وحشت در بحث های مربوط به جنایت رژیم شرکت می کرد . از پاسخ به پرسش مخالفان رژیم گریزی نداشت و در بسیاری ازموارد پیشروتر بود و سر نترسی داشت .روزهایی که من او را دیدم به دقت حرف هایم را در باره ی شوی جامعه ی مدنی شنید و با مهربانی جواب داد. در جاهایی از این گفتگو، که من تند شدم و صدایم بالا رفت مرا به چیزی متهم نکرد، کنارگود نشین ، و خارج کشوری! ننامید و خودش هم قاطعانه، به نگاه ذوق زده ی نویسندگان و روشنفکران ایرانی از حضور پدیده ای به نام اصلاح طلبی انتقاد کرد . او در بازگشت به ایران کشته شد. قتل او و دیگر هنرمندانی که در پروژه ی قتل های زنجیره ای کشته شدند نه تنها خواب زدگان را بیدار نکرد بل که موج سواران هر چند سال یکبار به امام زاده ی تازه ای دخیل بستند و از تجربه های تلخ خویش نیآموختند.
یادش همیشه در خاطرم گرامی ست و جای او در میان ما که هنوز ایستاده ایم و نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم، خالی ست.
رژیم اسلامی ایران نه اصلاح پذیر است و نه از سر این ملک و ملت دست بر می دارد.سرنگونی سرنوشت محتوم این حکومت عصر حجر است .دیر و زود هم که به شود سوخت و سوز ندارد.
مینا اسدی- پنج دسامبر سال 2015
محمد مختاری - مینا اسدی
استکهلم - شهر قدیمی Gamla Stan در کنار Evert Taube نویسنده- خواننده و هنرمند سرشناس سوید
عکس از آلبوم مینا اسدی

mina.assadi@yahoo.com

 




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان