MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....



 
با این همه ترانه های زیبا که خوانندگان لس آنجلسی به دوستداران هنر در خارج و داخل ایران ارائه می دهند، جای شک و تردید باقی نمی ماند که لس آنجلس مهد فرهنگ وهنر ایرانیان در تبعید است و جای شک و تردید نیست که هنرمندان مقیم این شهر با ایمان و اعتقاد به رسم و رسوم و آداب و سنن و دین و آئین کشور باستانی شان، از هیچ کوششی برای حفظ فرهنگ ملی فروگذار نمی کنند.
و هم از این روست که این هنرمندان شهیر برای اعتلای هنر و فرهنگ کشورشان شبانه روز در کاباره ها، رقاص خانه ها، عروسی ها، سفره های حضرت ابوالفضل و ختنه سورانها در حال جانبازی و فداکاری هستند و هم در اثر کوشش پیگیر این هنرمندان انقلابی است که ایرانیان نیمه خفته و نیمه بیدار به سالن های پر از دود و دم کشیده می شوند و با پریدن و رقصیدن و انداختن لنگ و لگد، دینشان را به میهن در بند ادا می کنند.
این هنر مندان والامقام که سالها پیش به دلیل انقلاب اسلامی از کشورشان گریخته اند و از ترس روسری و توسری، زندان و سنگسار و قصاص، دمشان را روی کولشان گذاشته اند و در رفته اند، به محض ورود به سرزمین بیگانه دلشان برای میهن اسلامی ، اذان، نماز و روحانیون معظم تنگ شده و از هجرت پشیمان شدند و هوای وطن کردند اما از آنجا که از ترس قصابان حکومتی جرات بازگشت و پس گرفتن اموالشان را نداشتند از آن سر دنیا، خوابیده، نک و نالی را شروع کردند که به لطف جهان پیشرفته ی تکنولوژی ، بسیار وسیع به دست هم میهنان دلتنگ و بدون کسب و کار و سرگرمی رسید و استقبال بی نظیر آنان، سبب رونق کسب و کار این آوارگان دور از وطن شد.
تشویق هموطنان، این هنرمندان را به سر ذوق و شوق آورد و آنها برای سپاس از محبت طرفدارانشان شبانه روز شعر گفتند، آهنگ ساختند و ضبط کردند تا مبادا دکان هنر به دست بی هنران افتد و کسب آنان تعطیل شود.
با آنکه این مومنان و مومنه ها از دیدار هموطنان و زیارت قبور ائمه ی اطهار محرومند، اما دلشان خوش است که صدای دلنوازشان در همه ی عروسی ها و مهمانی ها و محافل عیش و عشرت پخش می شود و خاطر غمزده ی مردم دلمرده را شاد می سازد. تعاریفی که این آخوندهای بی عبا و عمامه از کعبه، قبله، نذر، اذان و خدا و پیغمبر می کنند، چشم ائمه ی جمعه را از حیرت گشاد می کند و سخنرانی های آنان را از جلوه می اندازد.
تا چندی قبل خود من به دلیل گرفتاری های صد من یک غاز، از وجود چنین گنجینه ی گرانبهایی بی خبر بودم و اگر جوانان فامیل از ایران به خانه ی ما نمی آمدند و روزی صد بار به این آهنگها گوش نمی دادند هرگز سعادت شنیدن این ترانه ها نصیبم نمی شد. جای تعجب و حیرت من بود که این جوانان تازه از ایران اسلامی آمده، سطر به سطر و خط به خط این شعرها را از حفظ بودند.
پس از سر نخی که مسافران ایرانی به من دادند همه ی وقتم صرف شنیدن این ترانه های جاودان شد!
بخش عمده ی این ترانه ها در باره ی خدا، قرآن، حرم، مسجد و اذان است و خوانندگان محترم آنچنان با سوز دل می خوانند که گاه شنونده گمان می کند که ترانه ها از شاعران درون کشور اسلا می ست و توسط برادران انصار حزب الله خوانده شده. صدای بعضی از این خوانندگان تبعیدی!- حتا وقتی که ترا نه های شاد اجرا می کنند- فرق زیادی با صدای ذبیحی در شبهای ماه رمضان و مناجات ربنا و دعای سحر ندارد.
بعضی از این ترانه ها، باصطلاح انقلابی ست و در باره ی نفت و نان و میر غضب هاست، بعضی ذکر خاطر ات گذشته است و البته در بیشتر ترانه ها از همه جای زنان حرف و سخن به میان می آید.
بعضی از ترانه سرایان پند و اندرز می دهند و گروهی هم ناله و گریه و نفرین می کنند البته فحش و ناسزا و تهدید هم چاشنی بعضی از ترانه هاست. به نمونه هایی از این ترانه ها توجه کنید:

بخش انقلابی:

سر چهار راه گلوبندک
تمامش نون تافتون، نون سنگک
کت و شلوار و کراوات
عصا، ریش بزی با پیپ و فندک
زیر رواق هشتی ها
قاطی شدی با مشتی ها
با بی دلا، با بی کس ها
ای ناقلا، خوب گشتی ها!
اون بالا مثل میر غضب
تکیه دادی به پشتی ها
صد دفعه گفتی می کشیم
یادت باشه نکشتی ها

تمام بشکه هاتون پر نفته
پلاک خونتون هفتاد و هفته
سر پیری که عمری منتظر بود
چرا نیومدی عروسی کرده، رفته!!


بخش نوستالژی و یاد دوران گذشته:

تو اون روزا می خوندیم ما عاشقانه
لولو....چهچهه...مجسمانه!
* * *

زلفاش گوگوشی بود
لبهاش گوگوشی بود
اداش گوگوشی بود
حرفاش گوگوشی بود

بخش دیوانگان:


دلم دیوونه خونه س
دلم دیوونه خونه س
* * *

دیوونه ترینم
بی خونه ترینم
* * *

از دست تو دیوونه شدم
از دست تو آواره شدم!

بخش سکس:

سر تکون نده نگو نمی دونی که ازت چی میخوام!
* * *

اون جمعه به جمعه
سر و گوشش می جنبه
* * *

از اون شب، شب، شبای هفته بود
باز منو ت، ت، تب گرفته بود!


بخش گریه و ناله و استغاثه به درگاه خدا و ایضا بخش قربان صدقه:

محض رضای خدا
به من بگو بی وفا
بعد یه عمر آشنایی
چرا گشتی جدا
گفتی تا روز پیری
تا وقتی که بمیری
تا دنیا دنیا باشه
پیشم می مونی و نمیری
بگو با کی هستی
حالا کی رو می پرستی
حالا دستاتو گذاشتی
تو چه دستی
* * *
خدایا خدایا برس امشب بدادم
مبادا مبادا بره عشقش ز یادم
* * *
قربون بوی پیرهنت
سرمو بذار تو دومنت
* * *
وقت دعا زمزمه ی سجود من
* * *
بخش مبارزات زنانه:

ای مرد مو مشکی دست تو رو شد
چرا نمی ری از رو
زن شرقی بپات می شینه و مهربونه
زن غربی که آقا از این حرفا نمی دونه!

بخش پند و اندرز، مبارزه با رژیم اسلامی:

برو حرفامو گوش کن
برو سماورو جوش کن
یکی مست و خرامان
نشسته اون گوشه
یکی از فرط بی پولی
شده ساکن زندان
غصه نیار تو مهمونی
خنده بیار تو مهمونی
ترک ترک
چشمای تو مثل شاهپرک
* * *
چادرتو دور بنداز
جاش یاس پیچ امین الدوله بنداز!؟
چشاتو مست کن و بشکن
سر رات هر چی دیدی، خون راه بنداز
تو عشق و عشق بازی
مثل حافظ شیرازی
تو بازار طلا سازی
طلای هیجده هم باشه اونو از سکه میندازی
* * *
هوار هوار بردن دار و ندار ما رو
از دست من گرفتن آن یار بی وفا رو

بخش آگهی های تجارتی:

یه معشوقه می خواستم
واسه خونه قلبم
که دنیامو بسازه
یه معشوقه می خواستم
یه معشوقه می خواستم
یه معشوقه می خواستم!!
* * *
بیا مستی کنیم و می خوریم
"کوکا کولا" رو با "نی" خوریم

بخش دیسکو:

شهروشلوغ می کنی
بسه دیگه ناز نکن
با من عاشق برقص
از کف من در نرو
قلبم رو با رقصت میلرزونی....آی
می پاشونی- های
می کوبونی... وای!

بخش مرد سالاری:

نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه کاری کن... یه کاری کن که واسه خونه دلم تنگ بشه!!
* * *
آخر خودتو به من رسوندی
از دور و برم همه رو پروندی
این درسا رو کجا خوندی
این مشقا رو کجا کردی
کدوم مدرسه رفتی
که اینطور منو سیا کردی
چند روز بود ازم خبر نداشتی
شنیدم که بدنبالم می گشتی
آخر خودتو به من رسوندی
از دور و برم همه رو پروندی!
* * *

یه حلقه ی طلایی
اسمتو روش نوشتم
می خوام بیام عقدت کنم
بیای تو سرنوشتم
دو تا دل از جواهر
می خوام برات بیارم
که بندازم به گردنت
همیشه یادگارم!
* * *
وای بحالم اگه بشنوه ازش حرفی زدم
به هوای درد دل از خونه بیرون اومدم
خواجه بخشش نداره
خواجه دندون می شکنه
منو می بنده به چوب
می زنه، های می زنه!

بخش گلگشت و تماشا:

دست و پامو گم کردم
ببین یهو چتو هول کردم
ببین این دختره
که از هر زرنگی زرنگ تره
چطوری داره عقل از سرم می بره
چطوری داره مفتی دلمو می خره
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه
می گن چشاش مثل پلنگه
شدم اسیر دختری که حرف حالیش نمی شه
هر چی بهش می گم بمون
می گه نه نمی شه نمیشه
* * *
..... اما قلب مهربونت خوب می دونه
از چی می گم
از کی می گم
در خیالم با کی هستم
ازچی هستم
آروم آروم یواشترک
نزدیک بهم شیم بیشترک
تا دور نیفتیم ما ز هم
اونجوری مثل اشترک!
* * *
ناز و طنازی نکن
با دلم بازی نکن
واسه اونی که یه رنگه
صحنه پردازی نکن
کی بیشتر از من برات می میره
کی مثل من به دام تو اسیره
* * *
مثل بلوره گردنت
کاری نکن بشکنمت
* * *
یه آسه یه شاهه یه سرباز
قمار بازه قمار بازه قمار باز!
منم بی بی عشقت
تویی شاه دل من!

و بالاخره بخش اظهار عشق به طریقه اسلامی:

حیف که نمی شه از تو گفت از تو نوشت
والا می نوشتمت روی چشام می ذاشتمت
کنار قرآن مجید می بردمت
رو آینه شمعدون جهاز مادرم
تو تاقچه ی صندوقخونه میذاشتمت
..... تو دریای آب شمال می شستمت
می کشتمت به جرم بد خاطرخواهی
توی دلم می کشتمت!

* * *
تو مکه ی عشقی و من
عاشق رو به قبله تم
من اولین قربونی
عیدای فطر کعبه تم
می میرم از عشق چشات
اگه ندی تو حاجتم
هر چی بته به خاطرت
کوبوندم و شکوندم
خودم رو تو چشم مست تو
آتیش زدم سوزوندم
به عشق دیدن گل روی تو اینجا موندم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده، مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی حاجتمو روا کنی
نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم می ریزم
تا کفترا رو سیر کنم
واست می میرم اینقدر
تا دلتو اسیر کنم
بپات می شینم شب و روز
تا با تو عمرو سر کنم.
* * *

این شعرها، نمونه هایی بود از هزاران ترانه ی مبتذل که هر روز در لس آنجلس ساخته و پرداخته و ضبط می شود، هزینه ی این نوارها را کمپانی های معتبر می پردازند و بخش عمده ای از آنرا به ایران صادر می کنند.
بیشتر آنها به هنر اعتنائی ندارند و ترانه ی خوب از دید آنان ترانه ای ست که پول فراوان بر می گرداند. کلمات ترانه ها از چه جنسی هستند و چه اندازه با هنر و ادبیات خوانایی دارند از کمترین اهمیتی برخوردار نیست.
در سالهای اول هجرت، شاعران محترم، از دوری وطن آه و ناله سر می دادند و چکامه های میهنی می سرودند و چنان برای وطن می مردند و خاک آن را سرمه چشم می کردند که آدم یقین می کرد که اندیشه ی رهایی وطن، تنها فکر و ذکرشان است و شبانه روز در فکر پیدا کردن راهی برای نجات مام میهن از چنگال دیو و دد هستند و بزودی دست به کاری خواهند زد که غصه سر آید. اما پس از آنکه به غربت خو گرفتند و میخ شان را در سرزمین بیگانه کوبیدند و خیالشان از بابت اجازه اقامت و جا و مکان و راهی برای گذران زندگی آسوده شد، شعرهایشان رنگ دیگری گرفت و عشق به دختران و پسران هموطن موضوع اشعارشان شد: "دختر ایرونی بلای من / خوب من خدای من / ... دلم می خواد ای خوشگله / دوست دخترم تو باشی... " پسر ایرونی تو دنیا همتا نداره"...
کفگیر این سوژه آبکی که به ته دیگ خورد به فکر تفحص در پستوی خانه هایشان افتادند و از گوش مفت شنوندگان برای مدح و ثنا و ستایش فرزندانشان سود جستند:
"یه دختر دارم شاه نداره / صورتی داره ماه نداره" ... " یه پسر دارم شاه پسره / برای من تاج سره".
و بعد به مادران بیچاره شان بند کرده و با زبان الکن به قدر دانی از زحمات آنان پرداختند: " مادرم اینجا نباشی یا که باشی، پسرت به فکرته، فکراتو قربون!!؟"
پس از آن نوبت به مادربزرگها رسید. این مسئله که این ترانه ها از نظر دستوری غلط بود و حتی ارزش مکالمه ی ساده و بسیار معمولی دو فارسی زبان بیسواد را نداشت از کمترین اهمیتی برخوردار نبود. داشتن صدا هم رل مهمی بازی نمی کرد. مهم پیدا کردن رگ خواب شنوندگان بود و گرفتن اشک از چشم آنها. ترانه ای که نمی توانست دیدگان شنوندگان محترم را از گریه سرخ و خونین کند به چه کار می آمد؟!
سوژه که پیدا نشد انگشت در سوراخ آسمان کردند. اگر واقعا متدین و مذهبی بودند جای حرفی نبود. طرز آرایش و پیرایش و نشست و برخاست شان بویی از اسلام ومسلمانی نمی داد اما وقتی بانگ الله اکبر سر می دادند سقف آسمان لس آنجلس ترک بر می داشت. این ندای آسمانی و فریاد وا محمدا بلافاصله به مدد رادیوهای خارجی به گوش مردم کشورهای اسلامی می رسید و آن بیچاره ها را که خود از دست بلند گوهای مساجد و ذکر مصیبت، و شبهای قدر و هفتم و چهلم و سال شهیدان به تنگ آمده بودند کلافه تر و دلتنگ تر می کرد:

" الله برای تو خریدم که الله نگهدار تو باشه! / خدای همه عالم همیشه، همه جا یار تو باشه / الله برای تو خریدم که بندازی بگردنت همیشه / هر کی بهت گفت که بدش به من، بگو بهش، نه نگو که نمی شه / بگو قفلی زد عزیزم همه چیزم.... که حتی بعد از مرگم وا نمیشه! / الله الله / وقتی که تو میری بخوابی از گردنت اونو در نیاری / جای سر من که خالیه جاش/الله رو روی سینه ات بذاری/ الله الله/ ...
حسن ترانه های لس آنجلسی این است که هم در مجلس عروسی بکار می آید و هم در مجلس عزا مفید واقع می شود. هم می توان در لحظه های شادی و سرور با آن رقصید و هم می توان با شنیدن آن در سر سفره ی حضرت رقیه ، های های گریه کرد چون معمولا این ترانه ها دو پهلو ساخته می شوند، روی آهنگ های شاد، اشعار گریه آور می گذارند و روی اشعار شاد آهنگهای حزین و سوزناک.

* * *

تحریم موسیقی و ترانه توسط سردمداران میهن اسلامی و ممنوع بودن صدای زنان در کشور، مهمترین دلیل گرمی بازار این ترانه ها و رونق کار هنرمندان عزیز در تبعید است. اگر چه در ایران اسلامی داشتن نوار موسیقی از گناهان کبیره محسوب می شود اما در باطن،خود رژیم، واسطه ی رساندن این ترانه های مستهجن به دست مردم است. فضای اندوهبار و غم انگیز، نارضایتی جوانان از حکومت جهل و خرافه، وضع بد اقتصادی و فشار و خفقان، شنیدن پنهانی این ترانه ها را به یک نوع مبارزه علیه رژیم تبدیل کرده است. ترانه که می بایست و می توانست پنجره ای به سوی جهان پر منظره باشد، شور و شوق زندگی را تبلیغ کند، از امید و آینده بگوید، به اعتراضها دامن بزند، ترس را از دل و جان مردم بزداید و به وسیله ای موثر برای مبارزه با رژیم آزادی کش اسلامی بدل شود، دکان دو نبش افراد نابابی شد که خود برای بازاریابی به عمد و یا به سهو، روضه خوانان بی منبر دستگاه حکومتی شدند. اینان حتا پا را از این هم فراتر گذاشته اند و اینک علاوه بر تعالیم مذهبی و تبلیغ فرهنگ مرگ، مبلغ نژاد پرستی و بیگانه ستیزی، نیز هستند.

* * *

و اما در حالیکه این ترانه های مرگ آور که توهین آشکار به شخصیت و شعور انسان است تیراژ میلیونی دارد و رادیو ها و تلویزیونهای تبعید برای پخش این ترانه ها با هم مسابقه می گذارند موسیقی دان ارزشمندی چون اسفنذیار منفردزاده در همان لس آنجلس امکان ضبط و پخش آثار خود را ندارد. از جمله کارهای در خور تعمق و شنیدنی منفردزاده ترانه ای است با نام "سنگسار" با شعر زیبای اردلان سرفراز و با اجرای بسیار خوب آذر محبی (رامش). از آنجا که رامش نیز تن به بازار مکاره ی "بجنبان و برقصان" نداده و شیوه ی دیگری از زندگی را برگزیده است و نخواسته است وارد بازار تجارت هنر شود ،این ترانه ی ماندنی، ماه هاست که در آرشیو منفرد زاده خاک می خورد.

* * *
نقش کار ساز ترانه، در انقلاب های جهان و جنبش های انقلابی ایران نشانه ی اهمیت این هنر در شرایط سانسور و اختناق است. ترانه به سادگی به خانه های مردم راه می یابد، در گوشها می نشیند، شور زندگی می دهد، احساسات انسانی را بر می انگیزد، بر زبان جاری می شود و حتا در سیاهچالها و زندانها، عامل موثری برای بالا بردن روحیه ی زندانیان سیاسی است. و هم از این روست که در وضعیت امروز ایران ما نیازمند "ویکتور خارا " ها و "تئودراکیس" ها هستیم نه تعزیه خوان ها و سینه زن ها.

* * *

ارزش اشعار درخشان ترانه سرایانی چون زویا زاکاریان، ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری، زمانی بر ما آشکار می شود که کارنامه ی فلاکت بار هفده ساله ترانه و موسیقی را با تعمق و تعقل مرور کنیم.
عنوان مقاله من "آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه" از شعر زیبای شهیار قنبری با همین نام وام گرفته شده است. اینک بعد از سالها که از سرودن این ترانه می گذرد به روشنی می بینیم که کسی پیدا نشده است که شعر تازه تر بگوید. گویا این بار سنگین کماکان بر دوش شهیار و همراهان اوست، در این امید که راهشان پر رهرو باد!

دوشنبه سیزدهم اکتبرنود و هفت، استکهلم

برگرفته از" درنگی نه، که درندگان درراهند "
مجموعه ی نوشته های پراکنده ی مینا اسدی



 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان