MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد



 
دوستان نازنینی که از حکم اعدام «فیض مهدوی» به جوش و خروش آمده‌اند و برای نجات جان این درخت جوان ایستاده- ناچار- به هر دری سر می‌زنند، مسئولیتم را در قبال این مهم یادآور شدند و مرا به خاطر نگذاشتن نامم در پای فراخوان‌های خطاب به مجامع حقوق بشر مورد سرزنش قرار دادند.
از تجربه‌های سال‌های زندگی‌ام در تبعید، آموختم که این سازمان‌ها که به غلط سازمان‌های ملل نامیده می‌شوند از آغاز برای این تشکیل شده‌اند که مدافع منافع دولت‌ها باشند و سدی باشند در برابر سیل بنیان‌کن مردمی که از ستم جنایتکاران حاکم بر کشورشان، به جان آمده‌اند.
نمونه‌ای ندیده‌ام که مرا در نگاهم به این سازمان‌ها، دچار تردید کند.
«سکوت» را برنگزیده‌ام اگر که به این مجامع توهمی ندارم.
نه...من خطاب به این سازمان‌ها نامه نمی‌نویسم.... امضا نمی‌‌کنم و ماده‌ها و تبصره‌های قوانین‌شان را که بند بند آن با دخالت سردمداران قدر قدرت نوشته شده است به رسمیت نمی‌شناسم و برای جان جوانی که از مرگ خویش برای آیندگان زندگی می‌سازد، به این درهای شکسته، دخیل نمی‌بندم. و از این سازمان‌‌های ریز و درشت که سنگ‌بنای آن‌‌ بر پایه‌ی مصالحه با دولت‌ها گذاشته شده است، خواسته‌ای ندارم. و یقین دارم که این مجامع به اصطلاح بشری به تنها چیزی که نمی‌اندیشند، جان بشر و حقوق بشر است.
من به شیوه‌ی کار شما اعتراضی ندارم اما این راه، راه من نیست و گمان نمی‌‌کنم که با این شیوه‌ها بشود جان این جوان و این جوان‌ها و جنبش حق‌طلبانه‌ی مردم ایران را نجات داد.
فقر... آوارگی....جنگ... کشتار...نابسامانی جهان....فرودستی مردم و بالا دستی سرمایه، محصول همین سازمان‌ها و نظارت‌هاست.
وضع موجود را همین واسطه‌ها ابدی کرده‌اند.

«فیض» که سر بر دست، به میانه‌ی میدان آمده است صد البته که بر احوال خویش مخّیر است و خود می‌داند که چه می‌کند و چرا می‌کند.
نگاه «فیض مهدوی» به جهان و اندیشه‌اش به هستی و آزادی، - نگاه من هم که نباشد- به شجاعت‌اش، بی‌باکی‌اش و ایستادگی‌اش در برابر واپسگراترین حکومت تاریخ ارج می‌نهم و هم از او و جوانان مبارز پای در بند دیگر می‌آموزم که دیگر اعلامیه... بیانیه... فراخوان و امضا کارساز نیست.

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد.

استکهلم- ده ماه مه دو هزار و شش



 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان